محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

352

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

سپاهيان به درون زندان هجوم بردند و آن بيچارگان را بيرون كشيدند و به فجيع‌ترين وضعيت كشتند . اين حوادث اخير را در برافروختن آتش انقلاب اثرى شايان بود و براى موريسكيها هشدارى بود كه مرگ در صحنهء قتال بسى بهتر از گرفتار شدن به سرنوشتى است كه براى آنها رقم زده‌اند . فرياد انتقام همه جا را فراگرفت . پادگانهاى اسپانيائى در هر جاى البشرات كه بود نابود گرديد و سربازان اسپانيائى تار و مار گرديدند . سپاه اسپانيا كه مأمور سركوبى شورش بود پراكنده گرديد . محمد بن اميه بار ديگر به تخت فرمانروايى بازگرديد و موريسكيها چند برابر دفعهء قبل به گرد او جمع شدند . محمد بن اميه برادر خود عبد الله بن اميه را به قسطنطينيه فرستاد و از سلطان يارى خواست . در همان وقت نزد امير الجزاير و سلطان مراكش كس فرستاد كه به ياريش بشتابند . ولى قسطنطينيه پاسخ به درخواست موريسكيها نداد ، امير الجزاير هم معذرت خواست كه فرستادن كشتى برايش ميسر نيست . سلطان مراكش وعده مساعدت داد ولى چندان اثرى از آن آشكار نگرديد . تنها برادران مجاهد آنها در افريقيه به ندايشان لبيك گفتند و جماعتى از مردان دلير و حادثه‌جو به سواحل اسپانيا راندند از آن جمله جمعى از تركان مزدور بودند . اينان مىرفتند تا به سود موريسكيها وارد كارزار شوند . اسپانيائيها از تجمع موريسكيها در البيازين بيم داشتند ازاين‌رو فرمانى صادر شد كه همهء آنها به نواحى شمالى كوچ داده شوند و اين فرمان براى اين ملت بدبخت مصيبت ديگرى در پى داشت . ميان پدر و مادرها و فرزندان و شوهران و زنان جدايى افتاد آن هم به گونه‌اى بس دلگداز . مركيز لوس‌ويليس در همان اوقات در دشتهاى المنصوره از اراضى مرسيه با موريسكيها مىجنگيد ولى چون ساز و برگ به اندازه كافى نداشت و ميان او و همتايش دمنديخار خصومت بود نتوانست جنگ را ادامه دهد . اين دو سبب شده بود كه براى تعقيب موريسكيها يك نقشه مشترك طرح نشود . دمنديخار متهم شد كه با موريسكيها بر سر لطف است . ازاين‌رو به مادريد احضار شد و از فرماندهى سپاه عزل شد . مادريد خود در اين نبرد بىرحمانه شركت جست .